مرگ من روزی فرا خواهد رسید
نوشته ای از بانو صنم عنبرين به یاد بود از احمد ظاهر هنرمند همیشه جاوید افغانستان
احمد ظاهر را از نزدیک نمىشناختم اما صدایش را از دل و جان میشناسم، زیرا با صدایش باران، عشق، اندوه و صمیمیت را شناختهام. او با همان صدایش که در واقع آیینهى وجودش است و جاودانهاش ساخته در هر نفس با ما زندگی میکند.
مىگویند انسانها تسلیم سلیقهى روز گار اند اما صداى او همواره به ذهن تودهى مردم و میان اقشار موسیقىشنو کشور ما همیش و تا هنوز توانسته طیف وسیعتری را با خود داشته باشد. کمتر آواز خوانى را دیده و شنیدهام که به این مرتبت والا رسیدهباشد.
او به تمام معنا هنرمند بود و هنرمندانه زیست. مردى که با حنجرهی جادویى سرودهاى پاک و نازنین را انتخاب مىکرد. آنچه را مىسرود از اسرار هستیاش سرچشمه مىگرفت. او حتى دردهاى محیط و مردمش را با همان صداقت و صفاى صدایش گلایه مىکرد. گاه فریادی مىشد از یک خیال یا رویا که انگار آدمى را به سوى روشنایى و یگانهگى و مهر و دوستى مىبرد و گاه زمزمه تنهایی و دلتنگی انسان میگردید و شنونده را غرق عوالم دیگر میساخت.
هنوز به خاطر دارم که دخترى همواره از احمد ظاهر مىشنید و خواهر بزرگترش او را متهم به “عاشق بودن” مىکرد و مىگفت: “آنهایى از احمد ظاهر مىشنوند که عاشق باشند “. آن دختر گل به گونه انداخته و به قصد سر به سر گذاشتن با حرف خواهرش آهسته مىخواند :
تو گر هستى به پاکى شهرهى شهر
مرا رسوا و بد نام آفریدند
در زندگى احمد ظاهر حرفهایى بود که اصیلتر از شهرت و آزادگىاش مىنمود و آن رفتار و کردارش با اطرافیان بود که میزان محبوبیتاش را بیشتر و بیشتر میساخت. برخورد صمیمانه این هنرمند با همکاران هنری، دوستان، نزدیکان و بیگانگان داستانهای بیشمار دارد و هرگز از یادها فراموش نخواهد شد.
میگویند روزى براى ثبت آهنگ «من امسال بیتو بهارى ندارم» آمد اما پس از لحظاتى منصرف شد و گفت: «این آهنگ را یونس قشنگتر از من خواهد خواند. صداى او سوز مخصوص دارد. به همین دلیل ترجیح میدهم تا او بخواند.»
وقتى اشعار انتخابى احمد ظاهر را براى آهنگهایش مرور مىکنم مىبینم چقدر سختکوش و خوشذوق بود. درین حال، سوالی ذهنم را مىکاود که آیا اینهمه سرودهای گوناگون دارای موضوعات مختلف را خودش بر مىچید یا کسى دیگرى به او یارى مىرساند تا در هر دلى بتواند بتابد.
جالب این که سرودههاى ماندگار فروغ فرخزاد و برخی اشعار فریدون مشیرى قبل از آن که در دفترهای شعرى آنان به چاپ و نشر برسد یا به جامعه عرضه شود، از حنجره احمد ظاهر پخش میشد. استادان بر جستهى ادبیات سرزمین ما بارها گفتهاند که احمد ظاهر در انتخاب اشعار براى آهنگهایش سختگیری خاص داشت .
این هنرمند جاودانیاد در سال ١٣۵١ در پاسخ خبرنگارى گفته بود که “با پشتکار و عشقى که به موسیقى دارم، در سالهاى آینده هم هنرمند هر سال مردمم خواهم بود.” این گفته اش جاودانه مصداق دارد، هر چند به یقین که از مرگ نابهنگامش نمىدانست ولى دقیق و درست دانسته بود که تا سالهاى زیادى براى مردم افغانستان نه تنها هنرمند سال، بلکه هنرمند دلها خواهد ماند و خورشید وار در مسیر زمانهها درخشندگى بینظیر خویش را نگه خواهد داشت.
مىگویند بشر مانند کف دریایى است که روى سطح آب شناور مىشود. آن هنگام که باد مىوزد ناپدید مىشود چنان که گویى هرگز وجود نداشته است. در حقیقت زندگى با مرگ به نقطهى دور رانده مىشود اما درود بر آنانى که هنرمندانه مانند خورشید و ماه و ستارهگان مشعل روشنى به جا میمانند.
نبض صدای احمد ظاهر تا سالیان دور نبض هستى و پر زدن هر دل عاشق خواهد ماند و طنین صدایش کودکان و جوانانى بیشترى را با صلح و صمیمیت آشنا خواهد نمود. صداى او توانایى آن را دارد تا روحى را همزمان سرشار از شادمانى و یا اندوه نماید، صدایى که به کوچه کوچه چراغ میآورد، مهربانى مىبخشد و در هر دلى لاله مىکارد.
احمد ظاهر هرچند بسیار زود و در اوج جوانی از جهان کوچید اما هنوز که هنوز است براى زنده ماندنش در هر دلى پر مىزند و نامش را بر هر ذهن و هر دلى روشنتر مىنگارد. احمد ظاهر جهان فانی را بدرود گفت اما رفتن او براى هوادارانش هرگز رنگ باور نگرفته و نخواهد گرفت. دوستداران صدایش هنوز هم از باده ى عشق صدایش سرشار اند و اینک بعد گذر سیوهفت سال کودک، نوجوان، زن و مرد همه با اشتیاق زیاد به گرمى صدایش دلبسته اند.
این هنرمند مردمی در بیستوسوم جوزاى سال ١٣۵٨ خورشیدی در یک حادثه مشکوک در راه سالنگ کشته شد اما زمامداران آن زمان مرگ او را حادثه ترافیکى خواندند و در سطح یک گزارش ساده خبری از کنارش گذشتند.
نویسنده:صنم عنبرین
ویکی پدیا:
احمد ظاهر در ۲۴ جوزا ۱۳۲۵ دیده به جهان گشود و در ۲۴ جوزا ۱۳۵۸ دیده از جهان فرو بست.
او آواز خوان برجستهٔ افغانستان در دهههای ۵۰ و ۶۰ خورشیدی بود. از احمد ظاهر با عنوان《 بهترین و محبوبترین خوانندهٔ تاریخ افغانستان 》یاد میشود.
وی در عمر کوتاه خود بیشتر از سی و سه آلبوم منتشر کرد و در مجموع تعداد آهنگ های احمد ظاهر به (۴۳۰)آهنگ میرسد. احمدظاهر به زبان های دیگری همچو انگلیسی،هندی،پشتو آهنگ میخواند.
او در سالروز تولد۳۳ سالگیاش در سانحهای «مشکوک» در تونل سالنگ، درگذشت.
احمد ظاهر را در افغانستان با لقب «الماس شرق» و در خارج از مرزهای افغانستان (در اروپا و آمریکا) به لقب الویس پریسلی افغانستان میشناسند.